۰۳ خرداد ۱۳۸۶
ممد نیستی که ببینی
ممد نبودی ببینی شهر آزاد گشته
هر وقت این آهنگ را می شنوم ناخودآگاه بغضم می گیرد.        کو جهان آرا.
می گویم آهنگ, چون تم موسیقیایی این نوحه است که بسیار تأثیرگذار است. من آن را  موسیقی می دانم نه نوحه. موسیقی که با ضرباهنگ سینه زنی ریتم می گیرد. موسیقی که مرا به خرمشهر می برد. مرا به یاد روزهای جنگ می اندازد و یاد آدم هایی که جانانه از جان خود گذشتند. آن آدم ها نه سیاسی بودند و نه متعصب خشک. آن ها برای کشورشان جنگیدند. بسیاری از آن ها که با نیتی ناب به جنگ رفتند, دیگر نیستند و اگر هستند زندگی می کنند و نقشی در اتفاق های سیاسی کشور ندارند.
چندی پیش به همراه نیروی انتظامی به شهرک غرب رفتیم تا از برخورد پلیس با زنان عکس بگیریم. مردم جمع شده بودند و هر کسی چیزی می گفت. بیشتر مردم از این نوع برخورد راضی نبودند. در این میان مرد میان سالی با ناراحتی به یک سرهنگ نیروی انتظامی گفت: "دیروز دخترم را که از دانشگاه برمی گشت گرفتن و بردن. بعد از این که آزادش کردم تا صبح تو خونه گریه می کرد. دخترم همیشه حجابش درسته."  جناب سرهنگ هم با لبخندی به لب گوش می داد. مرد میانسال با عصبانیت گفت: "هر چه قدر جبهه داشته باشی چند برابرشو دارم این همه سال جنگیدم که این طوری بشه؟"  جناب سرهنگ حرفی برای گفتن نداشت.
آه و واویلاااااااا  کو جهاااااان آراااااا...... ممد.
ققنوس [ ۲۲ خرداد ۱۳۸۶ ]

آقای مهری باهاتون کاملا موافقم...
خدمت آقا مهدی هم عرض کنم من خیلی به آیه ی لا اکراه فی الدین امیدوار بودم... ولی اگر آنطور که شما میفرمایید بنا به تفسیر معنایی غیر از برداشت من که تقریبا شبیه به برداشت ف.عرب هست داشته باشه اندک نکته ی مثبتی هم که در این دین من میدیدم رو هم از دست میدم!... ببینید! من هم یک انسانم... از فضا هم نیومدم!... پدرم در جبهه بوده ... از سیّدین هم هستم... می خواهم بگم چرا وقتی جا برای هممون هست اینقدر با خودخواهی هاتون جا رو برای دیگران تنگ میکنید؟... برای اینکه شما قیافه ی جور واجور نبینی و حالت بد نشه مردم باید کتک بخورن؟!!! مثل اتفاقی که توی هفت تیر افتاد؟ اگر این طوری که شما میگی اینا اشکالی توش نیست چرا نمی ذارن ازش فیلم برداری بشه؟ چرا جواب فیلم گرفتن یک دختر از برخوردشون با جوونا باید لگد و صورت خونین اون دختر باشه؟... گفتید از اینهمه قیافه ی جور واجور حالت تهوع گرفتید؟... باشه!... من هم میگم از اینکه تمام عمرم زن ها رو تو لباس سیاه! مانتوی سیاه! چادر سیاه! دیدم افسردگی شدید گرفتم!و نه فقط من!... خوب ولی اینجا همه چیز به نفع شماست!... با امسال من برخورد میشه!... از چیزی که منو به عنوان یه عضو همین اجتماع آزار میده حمایت میشه!... میبینین؟... من هیچ وقت به یه خانم با چادر مشکی نمیگم خانم چادرتو ور دار من از رنگش خوشم نمیاد!... چون ما باید به حدود شخصی افراد احترام بذاریم... با بازداشت و مشت و لگد نمی شه آدما رو به بهشت برد... اینکه جوونایی هستن که به خاطر رفتار غلط خانوادهاشون قصد خودکشی دارن دلیل نمیشه که حکومت ما کارش درست باشه!... مردم به این رئیس جمهور رای دادند... شما به مصاحبه ی انتخاباتی این فرد رجوع کنید (من دارم) و ببینید که همین شخص در جواب به برخورد با وضع ظاهری جونا میگه این مشکل ما نیست و شما دارید با این حرفا مردم رو کوچیک می کنید!... مگر همین رئیس جمهور وقت سوگند نخورده؟... واقعا کی جوابگوی غرور شکسته ی جونا میشه که سالها بعد در اجتماع اثرات عقده های شخصی همین افراد رو خواهید دید!...بله! این مردم کوچک نشدند! ...
شما این وضع رو اینجا میبینید و قیافه ی آرایش نکرده ی زن های اروپایی با اون همه آزادی رو هم میبینید...به نظر من چیزی که الان داره اتفاق میفته حاصل اشتباهات گذشتست که کسی جرات اعترافشو نداره! و اشتباهات حال همین رو تا آینده ادامه خواهد داد... من نسل سومم! من انقلاب نکردم! من حکومت اسلامی انتخاب نکردم! اکثریت حتی اسلام رو هم واقعا انتخاب نمی کنن و فقط براشون یه اسمه در شناسنامه که از پدر مادرشون بهشون رسیده!... دوست دارم بدونم این حکومت برای این نسل چه حرفی برای گفتن داره؟ به جز باتوم البته!... به خدا یکی مثل من جای هیچ کسی رو تو این دنیا تنگ نمی کنه!... من فقط آزادی می خوام... جایی برای نفس کشیدن! شما هر طور می خواهید زندگی کنید! مشکل اینجاست که شما نمی گذارید دیگران به میلشون زندگی کنند!... همه مثل هم نیستند... ما به حدود کسی تجاوز نمی کنیم... ولی این مینی بوس های سبز به شخصی ترین حدود ما به راحتی تجاوز میکنند!... مب دونم با حرفای من اتفاقی نمیفته... ولی خواستم حرفمو زده باشم...
اگر توهینی به کسی شد من معذرت می خوام!


مهدی [ ۱۸ خرداد ۱۳۸۶ ]

سلام
دوست عزیز ( ف . عرب ) آیه مبارکه :لا اکراه فی الدین مربوط به اینجا نمی شود. لطفا مراجعه ای به تفسیر آیه و شان نزول آن داشته باشید.


خودم [ ۰۶ خرداد ۱۳۸۶ ]

سابقه جبهه کار های امروز رو توجیه نمی کنه
دخترهای چادری هستند که از خانه به چادر خارج می شوند و دم در دانشگاه چادر را در کیف می گذارند
اگر شما از حجاب دختر خود راضی هستید، شاید فقط در جلوی شما این طور هست و شاید در جمع دوستان از حجاب خجالت بکشد
البته خودتان بهتر می دانید که از نزدیک در جریان هستید


حمید سعیدی [ ۰۵ خرداد ۱۳۸۶ ]

آزادی یه نفر یه نفر آزادی


ف.عرب [ ۰۵ خرداد ۱۳۸۶ ]

خیلی برام جالبه شنیدن جملاتی نظیر اینكه "خوب دولت چیكار كنه !!!"
هیچی آقای تابنده دولت باید اون كارائی رو بكنه كه نمیكنه!دولت كار خودش رو انجام داده؟مسائل اشتغال ،مسكن،مواد مخدر،قاچاق ووو هزار یك مشكل كه مردم از اون مینالند كار دولت كه متاسفانه همچنان پا در هواست.دوستی انگلیسی از من پرسید دولت شما امنیت كامل برقرار كرده كه رسیده به مسئله پوشش؟ من جوابی نداشتم كه بدهم.یعنی نمیدونستم با این تف سر بالا چه كنم.بهش بگم كه درد ما هم همینه؟بهش بگم كه ما هم معتقدیم كه این مسائل شخصی تر از این حرفهاست؟بهش بگم مشكل از جای دیگه است.خلاصه اینكه دوست انگلیسی من بهتر از من و شما "لا اكراه فی الدین" را درك كرده بود!!!


مهدی [ ۰۴ خرداد ۱۳۸۶ ]

سلام دوست عزیز
نمی خوام خیلی پر چونگی کنم یا...
من توی تهران زندگی نمی کنم
اینجا که من هستم وضع حجاب از تهران بهتره ولی چند روز که تهران بودم حال تهوع گرفتم. باور کن نمی خوام بگم وضع حجاب بده و ... یا حزب اللهی بازی به معنی بدش .... اما باور کن حالت تهوع داشتم از بس قیافه جور واجور دیدم که حتی کوچکترین انگیزه جنسی رو هم با خودشون نداشتن .... فقط یک فاجعه بود... نمی خوام شعار بدم باور کن ... بالاخره باید یه کاری می شد... این جملات که ما جبهه رفتیم ... و غیره که دلیل نمیشه ... آیا واقعا اون خانم حجاب داشتنه که باهاش برخورد کردن... یا پدرش می گه حجاب داشته؟ بهتر نیست به جای اعتراض کردن شرایط رو بررسی کنیم. من قبول دارم که بسیاری از رفتارهای دولت و دولتمداران اشتباهه ... اما اگه خود ما هم جای اونا باشیم چه کار میکنیم؟ داد و بیداد آدمها که نباید مورد قبول قطعی باشه... وگرنه همه فکر می کنن که اهل بهشتن و تموم رفتارهاشون درسته... از من و خودت بگیر و برو تا نفر هفتاد میلیونوم ... آیا حتی یک نفر قبول داره که رفتارش غلطه؟ ؟؟؟ ÷س به جای داد زدن بر سر دولت که از سر ناچاری داره این کارا رو می کنه بهتره سر پدر و مادرهایی داد بزنیم که نمی دونن پسرشون یا دخترشون به بلوغ رسیده ... پدر و مادرهایی که همه نداشته هاشون رو توی بچه هاشون داشته می خوان ... بزرگترین هنر همین پدر و مادرهای جبهه رفته و نرفته و شهید داده و نداده طی این مدت این بوده که شیرین ترین
جونها رو که ازدواجه تبدیل به بزرگترین غول کردن... این همه فشار... آیا تا حالا با جونهایی که از پدر و مادرهاشون مینالن صحبت کردین؟ یکیشون می خواست خود کشی کنه ... می گفت 13 ساله که من هرچی خواستم نشده... این هم دولته یا پدر و مادرها هستن... یا از همه بگذریم آیا جونهای ما به جای این همه بهانه که نمی دونم امید ندارم من نسل سوخته ام و ... شده یه بار سعی کنه یه بار تلاش کنه... تو عالم طنزش شده" چند تا جوون مثل یانگوم داریم؟" این ها همه تعریف داره ماها راه رو گم کردیم... اگه دولت بیکار بشینه می گیم خاک تو سرش کنن که به فکر ملت نیست... اگه کاری هم بکنه که جوابش میشه انواع و اقسام نقدهای بدون پایه علمی... اما دوست عزیز آخرین جمله من اینه که " حرکت حتی اگر به سمت اشتباه باشه باز از سکون بهتره " دوستدارت مهدی تابنده